عز الدين ابراهيم ( فتحي الشقاقي ) ( مترجم : سيد هادى خسروشاهى )
51
شيعه و سنى غوغاى ساختگى ( فارسى )
مىگويد : « اعتقادات از گزند آشفتگى كه سياست حكومت دچار آن شد در امان نماند ؛ زيرا شهوتهاى برترىجويى و انحصار طلبى بهزور چيزهايى وارد آن كرد كه در آن نيست و از آن پس ، مسلمانان بهدو بخش بزرگ شيعه و سنى تقسيم شدند ؛ با اينكه هر دو گروه بهخداى يكتا و به رسالت محمد ( ص ) ايمان دارند و در جمعكردن عناصر اعتقادى كه باعث استوارى دين و موجب رهايى است ، هيچ كدام بر ديگرى برترى ندارد . » « 1 » وى در همان صفحه از كتاب خود مىافزايد : « با اينكه من در بخشى از احكام فقهى خود نسبت بهامور ، نظرى بر خلاف شيعه دارم ، ولى معتقد نيستم كه هر كس با نظرم مخالفت كند گناهكار است . موضع من در قبال پارهاى از آراى فقهى رايج در ميان اهل سنت نيز همين است . » وى در جاى ديگر از كتاب خود مىگويد : « سرانجام شكاف ميان شيعه وسنى را بهاصول عقيده مربوط نمودند ! تا دينِ يكپارچه ، دو پاره شود و امت واحد به دو بخش منشعب گردد كه هر يك در كمين ديگرى نشسته ، بلكه در انتظار مرگ او باشد ! هر كس حتى اگر با يك كلمه بهاين دو دستگى كمك كند ، آيهء زير شامل حال او مىشود : « إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ ، « 2 » : آنان كه دين را پراكندند و در آن فرقه فرقه شدند ، آنان بهكار تو نيايند . كار آنها همانا به خدا است و سپس
--> ( 1 ) كيف نفهم الإسلام ، ص 142 . ( 2 ) قرآن مجيد ، سورهء انعام ، آيهء 159 .